امروز بعد از 13 سال کار کردن تغییر کوچیک اما بزرگی در زندگیم دادم. زنگ ساعت بیدار شدن صبحم رو نیم ساعت جلوتر بردم و وقتی از خواب بیدار شدم سرکار نرفتم. تصمیمی است که دیروز گرفتم. بعد از سیزده سال هر روز بیدار شدن و صبحانه خوردن و بلافاصله سرکار رفتن امروز این کار رو نکردم. بعد از صبحانه نشستم به نوشتن. یک ساعت مشغول نوشتن بودم و بعد بلند شدم رفتم سرکار. حس دوباره زنده شدن بود. ایده اولیه اش از اونجا شکل گرفت که شنبه با رفقا رفته بودیم بیرون و یاسر گفت که صبحها ساعت شش از خواب بیدار میشه و سگ رو می بره گردش. زری هم گفت صبحانه مفصل می خوره. لحظه اول عجیب بود خصوصا قسمت سگیش. بعد دیدم درستش همینه، بیدار شدن برای کاری که انتخاب خودته نه بیدار شدن از سر وظیفه و عادت. تا حالا احترام به خودم قسمت صبحانه خوردن بود حالا این یک ساعت هم اضافه شد.ایشالله تا بیست سال دیگه کل روز بشه احترام به خودم!!!!