شیشه عمرمو گرفت شکست و ویرونم کرد
عیسی عسکری ( Eissa Askari) صفحه شخصی ( Personal Page) دو ساعت مانده به تحویل سال شصت به دنیا آمدم.بچه اهواز و سالهاست که مسافری موقت. کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار خوانده ام و شغلم تحلیل گری فن آوری اطلاعات است اما در جستجوی کشف و خلق درخشان ترین تصویرها جهان های داستانی ام.آنچه بيشتر انسان را به ن...
تو ناجی من شدی باز
عیسی عسکری ( Eissa Askari) صفحه شخصی ( Personal Page) دو ساعت مانده به تحویل سال شصت به دنیا آمدم.بچه اهواز و سالهاست که مسافری موقت. کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار خوانده ام و شغلم تحلیل گری فن آوری اطلاعات است اما در جستجوی کشف و خلق درخشان ترین عکس‌ها جهان های داستانی ام.آنچه بيشتر انسان را به نو...
سر زدم به دریاها هوای دلکشی دارد
عیسی عسکری ( Eissa Askari) صفحه شخصی ( Personal Page) دو ساعت مانده به تحویل سال شصت به دنیا آمدم.بچه اهواز و سالهاست که مسافری موقت. کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار خوانده ام و شغلم تحلیل گری فن آوری داده‌ها است اما در جستجوی کشف و خلق درخشان ترین عکس‌ها جهان های داستانی ام.آنچه بيشتر انسان را به نو...
آقای حکایتی اسم قصه گوی ماست
امشب از ترانهء آقای حکایتی لذت می‌برم. چند بار گوشش دادم. در گذر روزها که جان می‌کنم تا تکراری نباشند یا خالی نگذرند،آقای حکایتی حرف اصلی را می زند:قصه گو قصه میگفت؛ از کتاب قصه هاقصه های پرنشاط… قصه های آشنا…قصه ی باغ بزرگ؛ قصه ی گل قشنگهمهء صبح‌ها بیدار شدن‌ها برای ساختن همین قصه است.آخرش هم به را...
من هنوز در به در شهر... ام
#پیر_پسر داستانگوی خوبی است، بازی ها اغلب اوقات خوب هستند، دیالوگ ها اغلب طبیعی نیستند، زیادی گل درشت و زیادی شعاری در خدمت پیامی که فیلم داد می زند. اما پیامی که تمام روح فیلم را گرفته و اگر می خواست فیلم خوب و ماندگاری باشد نباید اینطور می گرفت: پیروزی نهایی شر بر خیر. شر مایه اصلی فیلم است. از تو...
قراری دارم ای دل
دو ساعت مانده به تحویل سال شصت به دنیا آمدم.بچه اهواز.حالا و از سال هشتاد و یک تنها زندگی می کنم.کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار خوانده ام و شغلم تحلیل گری فن آوری اطلاعات است اما در جستجوی کشف و خلق درخشان ترین تصاویر جهان های داستانی ام.آنچه بيشتر انسان را به نوشتن وا مي دارد شكستن سكوتي است كه مان...
بر آن آینه زنگار بسته
دو ساعت مانده به تحویل سال شصت به دنیا آمدم.بچه اهواز.حالا و از سال هشتاد و یک تنها زندگی می کنم.کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار خوانده ام و شغلم تحلیل گری فن آوری اطلاعات است اما در جستجوی کشف و خلق درخشان ترین تصاویر جهان های داستانی ام.آنچه بيشتر انسان را به نوشتن وا مي دارد شكستن سكوتي است كه مان...
برای من که خسته ام که بی ثمر نشسته ام
میگویند بخشهایی از سرزمین ایران و عراق نقطه شروع تمدن، نقطه شروع دین و نقطه شروع ایمان بودهاند. تا اینجا که شبیه خبری خوب و مسرت بخش به نظر میرسد. اما وقتی به روحیه آدمها نگاه میکنم ترس برم میدارد این آدمها که حتی عشق را مصرف میکنند و عین شیرپاکتی تا قطرهء آخر سر می کشند، حتما تمدن و دین و ایمانشان ...
بلبل باران دیده سبزه نو بوییده
بشر حاصل یک تکامل تدریجی چندهزار ساله است. همانطور که حافظه و هوشیاری به دست آورده، توانایی فراموشی و پشت سر گذاشتن هم پیدا کرده تا بتواند زنده بماند. اختراع دوربین تجربهء همین صد و چند سال اخیر است که در مقابل آن تکامل چند هزار ساله هیچ چیز نیست. دوربین حافظه دارد اما فراموشی ندارد. چیزی که در تصوی...
بیا تا همدیگه رو صدا کنیم،حیفه که ما همدیگه رو رها کنیم
برلین شهر پر از یادگارهای رنج آدم از دست خودش بود. دیوار زشت بتونی که وسط یک شهر کشیدند و حالا گالری نقاشی های دیواری است، پلاکهای کوچک طلایی که هر کدام یک یهودیِ کشته شده توسط نازیها را نمایندگی میکند، یادبودی بزرگ و سنگی از کشته شدگان روسی جنگ جهانی دوم و یک آبنمای سیاه برای پانصد هزار کولی که پاک...
من مثل تو از دست همه رنج کشیدم
دیشب فیلم اسپارتاکوس را دیدم. اسپارتاکوس فقط یک درد داشت، آن هم آزادی بود ،برده نبودن. عمر و جانش را پای مبارزه با این همین یک درد گذاشت و آخرش هم بر صلیب شد و آزاد نشد. کار شما اما حالا خیلی سختتر
عجب حکایتی شده هر حکایت گل خوشرنگی شده
سوالاتِ با پدر و مادر و اساسی را که حتما میدانید؟ مثل اینکه معنای زندگی چیست؟یا هدف ما در هستی چیست؟ یا اینکه چند روز و چند سال دیگر برای بودن در این دنیا برایمان وقت مانده؟ یا اینکه ابتدا و انتهای
بیا در سوگ دلگیر گل صبح بخونیم شعری از دیوان گریه
وقتی عصبانی هستید چه کار میکنید؟بچه زیر دو سال کف پایش را به زمین میکوبد! تنها جای بدنش است که به جایی بند است. بچههای کمی بزرگتر، مثلا چهار یا پنج ساله، آن تخس هایشان، وقتی عصبانیاند میشاشند ب
خرسند شدیم از اینکه امروز رنگی دگر است نه رنگ دیروز
سازگاری از آن ویژگیهای بشر است که هنوز تمام ابعادش کشف نشده. وقتی چارلی چاپلین در فیلم عصر جدید نشان داد آدم چطور با ماشین سازگار میشود، یک شوخی اغراقu200eآمیز به نظر میرسید اما حالا میبینیم چطور ز
با صدای بی صدا، مثل یک کوه بلند، مثل یه خواب کوتاه
امروز گربهای را دیدم که خیره نگاهم میکرد. تا به حال شده است برای سه دقیقه مداوم به چشم طرف مقابل نگاه کنی؟ حین یک گفتگوی داغ شاید. معمولا ما نگاهمان حین گفتگو به اطراف می چرخد و قبل از سه دقیقه مارا
درد من مرگ دلم بود
1. در #تاریخ_تمدن در وصف دوران اضمحلال #یونان_باستان میگه:"مجردان و #روسپیان به یاری هم تعدادشان فزونی گرفت..."هیچ وقت فکر نمی کردم در اضمحلال یونان باستان هم نقش داشتیم( من جز گروه اولم هیچ یاری هم ا
های نخراشی گونهام را به غفلت تیغ
امروز دوباره پنج هزار کیلومتر آنطرفتر نشسته در شرکتی با همان آدمها. آن بیرون سرد است و اینجا بی نهایت ساکت. دو روز پیش اما نشسته بودیم بالای تپه ای از جنگل های لویزان و به منظره پایین نگاه می کردیم. هنوز فکر می کنم باید یاد بگیرم بتوانم بی خیال و بی طمع تمام روزها را آن بالا بنشینم و فقط بخوانم و شا...
دلم می خواست تو باغچمون می کاشتمت گل می دادی
این روزها آنقدر آرام و در سکون بوده ام که حتی یاد نوشتن در اینجا نیافتاده ام.این روزها می خوانم و گوش می دهم. کمتر فیلم می بینم و بیشتر بیرون می روم برای دوچرخه سواری در شهر. تابستان شده و روزهای محدو
دل سلاخی از این بغض پر از خون نمی ترسه چی بگم...
سال 98 هم شروع شد.97 تموم شد. این عددها چه حقیر و ساده شده اند. چه فرقی داره عدد چی باشه وقتی دل آدم خود به خودی خوش باشه.این روزها حس می کنم این عدد و این روزها خیلی برام مهم نیستند، حالم بد نیست. خودمو خیلی شفاف پیدا کردم. فقط مگه میشه یادم بره وقتی بچه بودم این روزها چه حسی داشتند، چه شوق و تپش ق...