خرید بک لینک

برلین شهر پر از یادگا1ی رنج آدم از دست خودش بود. دیوار زشت بتونی که وسط یک شهر کشیدند و حالا گالری نقاشی های دیواری است، پلاکهای کوچک طلایی که هر کدام یک یهودیِ کشته شده توسط نازیها را نمایندگی میکند، یادبودی بزرگ و سنگی از کشته شدگان روسی جنگ جهانی دوم و یک آبنمای سیاه برای پانصد هزار کولی که پاکسازی شدند. این جایگزینهای زیبا که حالا جاذبه توریستی شهراند خیلی بیرحمانه آن بیعقلیها را نمایندگی میکنند. این بخش بزرگی از شکل زیست انسان مدرن است، بی عقلیهایی که پوششی احمقانه و سطحی از آراستگی و افتخار دارند. چه میشود کرد دنیای امروز هم اینطور دنیای شده. وقتی توی شهر راه میرفتم به این فکر کردم که راستی آن آدمهای مهربان و عاقل و آرام و کمادعا چه شدند؟ آنها کجا رفتند؟ آن ارزشها چه بلایی سرشان آمد؟ برلین جوابِ این سوالها را اصلا نمیدانست.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۰ساعت 14:25 توسط عیسی |

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: جمعه 9 ارديبهشت 1401 ساعت: 3:54

صفحه بندی