خرید بک لینک
عیسی عسکری ( Eissa Askari) صفحه شخصی ( Personal Page) دو ساعت مانده به تحویل سال شصت به دنیا آمدم.بچه اهواز و سالهاست که مسافری موقت. کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار خوانده ام و شغلم تحلیل گری فن آوری اطلاعات است اما در جستجوی کشف و خلق درخشان ترین تصویرها جهان های داستانی ام.آنچه بيشتر انسان را به نوشتن وا مي دارد شكستن سكوتي است كه مانند سكوت پس يك جنايت تمام قدمها و نگاهها را به تسخير خود در مي آورد.eissa.askari@gmail.comWhatsapp:+989166174534:telegram +4522101049 صفحه نخست پست الکتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:36

عیسی عسکری ( Eissa Askari) صفحه شخصی ( Personal Page) دو ساعت مانده به تحویل سال شصت به دنیا آمدم.بچه اهواز و سالهاست که مسافری موقت. کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار خوانده ام و شغلم تحلیل گری فن آوری اطلاعات است اما در جستجوی کشف و خلق درخشان ترین عکس‌ها جهان های داستانی ام.آنچه بيشتر انسان را به نوشتن وا مي دارد شكستن سكوتي است كه مانند سكوت پس يك جنايت تمام قدمها و نگاهها را به تسخير خود در مي آورد.eissa.askari@gmail.comWhatsapp:+989166174534:telegram +4522101049 صفحه نخست پست الکترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:36

عیسی عسکری ( Eissa Askari) صفحه شخصی ( Personal Page) دو ساعت مانده به تحویل سال شصت به دنیا آمدم.بچه اهواز و سالهاست که مسافری موقت. کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار خوانده ام و شغلم تحلیل گری فن آوری داده‌ها است اما در جستجوی کشف و خلق درخشان ترین عکس‌ها جهان های داستانی ام.آنچه بيشتر انسان را به نوشتن وا مي دارد شكستن سكوتي است كه مانند سكوت پس يك جنايت تمام قدمها و نگاهها را به تسخير خود در مي آورد.eissa.askari@gmail.comWhatsapp:+989166174534:telegram +4522101049 صفحه نخست پست الکترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:36

امشب از ترانهء آقای حکایتی لذت می‌برم. چند بار گوشش دادم. در گذر روزها که جان می‌کنم تا تکراری نباشند یا خالی نگذرند،آقای حکایتی حرف اصلی را می زند:قصه گو قصه میگفت؛ از کتاب قصه هاقصه های پرنشاط… قصه های آشنا…قصه ی باغ بزرگ؛ قصه ی گل قشنگهمهء صبح‌ها بیدار شدن‌ها برای ساختن همین قصه است.آخرش هم به راحتی می‌گوید:قصه ی ما تموم شد؛ قصه ی ما بود همیننبی همکلاسی دانشگاهم دو روز پیش تصادف کرد و مرد. قصه‌اش تمام شد.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:36

#پیر_پسر داستانگوی خوبی است، بازی ها اغلب اوقات خوب هستند، دیالوگ ها اغلب طبیعی نیستند، زیادی گل درشت و زیادی شعاری در خدمت پیامی که فیلم داد می زند. اما پیامی که تمام روح فیلم را گرفته و اگر می خواست فیلم خوب و ماندگاری باشد نباید اینطور می گرفت: پیروزی نهایی شر بر خیر. شر مایه اصلی فیلم است. از توجیه کردن وجوب شر گرفته تا گسترش شر در محیط، قدرت شر، قدیم بودن شر در مقابل خیر، جاذبه وجودی شر، توانایی شر برای قالب شدن و چند تای دیگر که می شود ردیف کرد.مشکلی با این ندارم که روح فیلم در خدمت شر باشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 14:36

دو ساعت مانده به تحویل سال شصت به دنیا آمدم.بچه اهواز.حالا و از سال هشتاد و یک تنها زندگی می کنم.کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار خوانده ام و شغلم تحلیل گری فن آوری اطلاعات است اما در جستجوی کشف و خلق درخشان ترین تصاویر جهان های داستانی ام.آنچه بيشتر انسان را به نوشتن وا مي دارد شكستن سكوتي است كه مانند سكوت پس يك جنايت تمام قدمها و نگاهها را به تسخير خود در مي آورد.eissa.askari@gmail.comWhatsapp:+989166174534:telegram +4522101049 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 29 مهر 1402 ساعت: 19:55

دو ساعت مانده به تحویل سال شصت به دنیا آمدم.بچه اهواز.حالا و از سال هشتاد و یک تنها زندگی می کنم.کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار خوانده ام و شغلم تحلیل گری فن آوری اطلاعات است اما در جستجوی کشف و خلق درخشان ترین تصاویر جهان های داستانی ام.آنچه بيشتر انسان را به نوشتن وا مي دارد شكستن سكوتي است كه مانند سكوت پس يك جنايت تمام قدمها و نگاهها را به تسخير خود در مي آورد.eissa.askari@gmail.comWhatsapp:+989166174534:telegram +4522101049 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 29 مهر 1402 ساعت: 19:55

خواب دیدم این بدن وخون ماهی است که نان وشراب مامی شود نه عیسی!

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 29 مهر 1402 ساعت: 19:55

میگویند بخشهایی از سرزمین ایران و عراق نقطه شروع تمدن، نقطه شروع دین و نقطه شروع ایمان بودهاند. تا اینجا که شبیه خبری خوب و مسرت بخش به نظر میرسد. اما وقتی به روحیه آدمها نگاه میکنم ترس برم میدارد این آدمها که حتی عشق را مصرف میکنند و عین شیرپاکتی تا قطرهء آخر سر می کشند، حتما تمدن و دین و ایمانشان هم مصرف میکنند و به نقطهای میرسند که قطرهء آخرِ اینها را هم سر میکشند و دیگر هیچ ته ظرف نمیماند. جایی بدون تمدن و بدون ایمان به چیزی و بدون توانی شناخت و اندیشیدن واقعی. زمین و امکانات ارضیاش که در این بین از همه واضحتر است. هر کجا نگاه میکنی نشانهای از کلنگی و کهنه بودن را میبینی. عجیب نیست فکر کنیم هر چه در این حوالی بوده است مصرف کردهاید و حالا وقتش است بروید جاهای دیگری از زمین را مصرف کنید و یک روزی هم کل زمین مثل یک لیموی چلانده شده فقط به درد دور ریختن میخورد. این گرمای زغال کننده را که می بینم تمام این مسیر خیلی برایم عجیب و دور نیست. + نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۰ساعت 14:25 توسط عیسی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: جمعه 9 ارديبهشت 1401 ساعت: 3:54

بشر حاصل یک تکامل تدریجی چندهزار ساله است. همانطور که حافظه و هوشیاری به دست آورده، توانایی فراموشی و پشت سر گذاشتن هم پیدا کرده تا بتواند زنده بماند. اختراع دوربین تجربهء همین صد و چند سال اخیر است که در مقابل آن تکامل چند هزار ساله هیچ چیز نیست. دوربین حافظه دارد اما فراموشی ندارد. چیزی که در تصویر ثبت شد هرگز پاک نمیشود. وقتی این وسیله اختراع میشد قطعا کسی فکر نکرد آیا وجود آن با ماهیت و کارکردهای انسان شکننده سازگار است یا نه؟ امروز هم شما بدون اینکه به عواقب کار بیاندیشید از ابزارهای جدید از جمله دوربین و تمام شکلهای کاربردیاش(اینستاگرام و حافظههای ابری و نرم افزارهای ویرایش) استفاده میکنید. این درست مثل یک آزمایشگاه گسترده است که شما موش آزمایشگاهیِ آن هستید. اینکه آدمها امروز دچار افسردگی یا سرگشتگی یا بیرحمی یا هر بلای وجودیِ دیگر هستند، شاید خروجهای غیر منتظرهء این آزمایشگاه بیمحاسبه باشند. امروز دیگر مثل دویست سال پیش امکان ندارد از یک تصویر برای همیشه عبور کرد، تمام تصاویر در حافظه ماشینها جاودانهاند. شاید نظر کردن شما به بدبختیها و خوشبختیها از دریچهء تصویرها، اثری جاوادانه و بی فراموشی داشته باشد بر جان و عاقبت شما. + نوشته شده در جمعه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۰ساعت 14:26 توسط عیسی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: جمعه 9 ارديبهشت 1401 ساعت: 3:54

برلین شهر پر از یادگارهای رنج آدم از دست خودش بود. دیوار زشت بتونی که وسط یک شهر کشیدند و حالا گالری نقاشی های دیواری است، پلاکهای کوچک طلایی که هر کدام یک یهودیِ کشته شده توسط نازیها را نمایندگی میکند، یادبودی بزرگ و سنگی از کشته شدگان روسی جنگ جهانی دوم و یک آبنمای سیاه برای پانصد هزار کولی که پاکسازی شدند. این جایگزینهای زیبا که حالا جاذبه توریستی شهراند خیلی بیرحمانه آن بیعقلیها را نمایندگی میکنند. این بخش بزرگی از شکل زیست انسان مدرن است، بی عقلیهایی که پوششی احمقانه و سطحی از آراستگی و افتخار دارند. چه میشود کرد دنیای امروز هم اینطور دنیای شده. وقتی توی شهر راه میرفتم به این فکر کردم که راستی آن آدمهای مهربان و عاقل و آرام و کمادعا چه شدند؟ آنها کجا رفتند؟ آن ارزشها چه بلایی سرشان آمد؟ برلین جوابِ این سوالها را اصلا نمیدانست. + نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۰ساعت 14:25 توسط عیسی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: جمعه 9 ارديبهشت 1401 ساعت: 3:54

دیشب فیلم اسپارتاکوس را دیدم. اسپارتاکوس فقط یک درد داشت، آن هم آزادی بود ،برده نبودن. عمر و جانش را پای مبارزه با این همین یک درد گذاشت و آخرش هم بر صلیب شد و آزاد نشد. کار شما اما حالا خیلی سختترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 20 دی 1399 ساعت: 4:16

سوالاتِ با پدر و مادر و اساسی را که حتما میدانید؟ مثل اینکه معنای زندگی چیست؟یا هدف ما در هستی چیست؟ یا اینکه چند روز و چند سال دیگر برای بودن در این دنیا برایمان وقت مانده؟ یا اینکه ابتدا و انتهایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 20 دی 1399 ساعت: 4:16

وقتی عصبانی هستید چه کار میکنید؟بچه زیر دو سال کف پایش را به زمین میکوبد! تنها جای بدنش است که به جایی بند است. بچههای کمی بزرگتر، مثلا چهار یا پنج ساله، آن تخس هایشان، وقتی عصبانیاند میشاشند بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 20 دی 1399 ساعت: 4:16

سازگاری از آن ویژگیهای بشر است که هنوز تمام ابعادش کشف نشده. وقتی چارلی چاپلین در فیلم عصر جدید نشان داد آدم چطور با ماشین سازگار میشود، یک شوخی اغراقآمیز به نظر میرسید اما حالا میبینیم چطور زادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 20 دی 1399 ساعت: 4:16

صفحه بندی