خرید بک لینک

احسان به ایران آمده و روزهای آخر بودنش با روزهای اول بودنم همزمان است. به حر گفتم اگر برای دیدارمان وقت بگذارد جایزه اش تا فرودگاه امام می برمش. شاید برای حر یا آنهایی که تمام عمر را در آغوش عزیزانشان زندگی کرده اند کمتر منطقی باشد این پیگیری. اما تاریخ زندگی من که بیشترش در دوری گذشته چیز دیگری می گوید. حالا در سی و هفت سالگی بعد از این همه ته نشین شدن دوری در جانم اثرش را به تمامی روی وجودم حس می کنم.
این واقعیت بیرونی که تمام عمرم به دوری گذشته ربطی به این ندارد که چطور و چرا این اتفاق افتاده.

*قیصر امین پور

+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۶ساعت 13:8 توسط عیسی |

برچسب: ندارم,گواهی, نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 23:12

صفحه بندی