از سالها پیش تا همین الان داریوش_شایگان یکی از الگوهای زندگی ام بوده. مردی که دهه ها مقابل راهی که می رفت شوخی بودند. بی خیال از طمع دنیا، نشسته بود در حیاط پر درخت خانه اش و کاری را که دوست داشت بی سر و صدا ادامه میداد.
داریوش_شایگان نماد بازیگوشیِ باهوش در نگاه به جهان فلسفی و فلسفه جهان بود. آدمی که می توانست فراتر از دالان تاریک و غمزای فلسفه ها، لااقل در حرف، فلسفه رو تبدیل به فهم بهتر هستی کنه. این مرد یک بازیگوش پیر بود.
فکر نکنم کسی باشه زیر_آسمانهای_جهان داریوش_شایگان رو خونده باشه و شیفته چند ساحتی این مرد نشده باشه! هر چند که در نهایت ممکنه یه دفعه بینی با بهترین نمونه از یک کشکول مدرن و جهان_وطنی روبرو بودی. که عین همه کشکول ها پرحرف اما عقیم از جریان سازی بوده.
برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور