سال 96 سال پر از مادیاتی بود. دو تا خونه خریدم!یکی تهران و یکی کپنهاگ، ماشین خریدم تهران!پر از نگرانی بود برای جمع کردن این کارها. سال 97 هیچ چیز خاصی نمی خوام بخرم. امیدوارم از این جنبه از کار دنیا کاملا رها باشم. دیگه سودای خریدن چیزی ندارم.
سال 96 سه تا سفر درست حسابی داخلی رفتم و چهار تا سفر اروپایی کوتاه که اثبات وفاداری به خودم بودند در دنبال کردن علاقه ام،سفر. ولی همین سفرها نشون دادند تا مسافر دائمی شدن چه راه سختی دارم. سال 97 چند تا سفر دیگه میرم اما بازم سال 97 هم سال مسافر شدنم اونطوری که دلم می خواد نخواهد بود.
سال 96 از دنیای نوشتن و خوندن و فکر کردن خیلی فاصله گرفتم. سال جدید می خوام به اون راه برگردم. امیدوارم دیگه توی سال 97 موانع برای آرامش فکر و روح کمتر باشن و بتونم وقت بیشتر و با کیفیت تری برای نوشتن و خوندن بگذارم.
سال 96 بیشتر از دو هزار عکس جدید گرفتم.احساس می کنم انرژی و شوقم برای عکس گرفتن کم شده.سال 97 باید با حواس جمعی به عکس گرفتن ادامه دهم و همانقدر ثبت کننده باشم.اشکالی در این نمی بینم که سوژه عکسها آرام آرام عوض شود.
سال 96 تمام مدت در خانه ام تنها بودم. متوجه شدم این موضوع باعث میشود اشکالاتی در بی نظمی و بی خیالی در وجودم و زندگی ام ته نشین شود. سال 97 جای بهتری دارم تا آدمها را به خانه ام بیاورم و به حکم حضور آنها به زندگی و احوالم نظم بیشتری دهم.
سال 96 سهم معمولی و در حد متوسطی از شادی و خوشبختی داشتم. امیدوارم سال 97 کمی بهتر ولی می دانم همچنان در همان حدود متوسط خواهد بود. این همان زندگی است.
برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور