خرید بک لینک

از خواب که بیدار شدم حس خوبی توی دلم بود، مثل یک کلوچه شیرین و کوچک توی دست کودکی نوپا. یادم آمد خواب می دیدم. سعی کردم به یاد بیاورم در خواب چه دیده ام. به یاد آوردم خواب رفتن به خانه را دیده ام، توی خواب چمدانم را باز می کردم تا به مادرم و به هیراد بچه برادرم سوغاتی شان را بدهم. آرامشی که دوباره در خانه بودن دارد مثل رودی است از خنک ترین آب های جهان، جاری شده در خشک ترین کویرهایِ سرزمینِ غربتِ دل.

برچسب: تو رئوفی تو شریفی, نویسنده: یلدا موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 10:50

صفحه بندی